تبليغاتX
گلدونه و گلهاش -
شاینا از کلاس فارسی برگشته.بهش میگم شاینا امروز چی یاد گرفتین. میگه او (خیلی کشدار) میگم اووووووو  مثل چی؟ میگه اووووو مثل اووووو آمد. اووووووو رفت. میگم دیگه اووووو مثل چی یه ذره فکر میکنه و میگه مثل اووووو لا لا. (oh lala)

یک چند جایی باید میرفتیم و کارهای شرکت رو انجام میدادیم. بچه ها اون روز خونه بودن و مجبور بودم با خودم ببرمشون. اسم همکارم ویولت هست که اونم باهامون بود. هر وقت ویولت پیاده میشد مایا از من میپرسید توالت کو؟ به شاینا میگفت توالت اینجاست. منم اینقدر فکرم درگیر کارم بود که به خیالم چون توی محله های تازه ساز هستیم و هنوز خیلی از خونه های اون دور و بر تمام نشده لابد دارن دنبال این  توالت های سیار میگردن. تا دوستم اومد تو ماشین نشست یک دفعه مایا بهش گفت توالت کجا بودی؟؟؟؟؟؟ 

 

+ نوشته شده در  Wed 15 Feb 2012ساعت   توسط گلدونه |