این دختر های من خیلی خیلی اهل اسباب بازین و همیشه دارن با یه چیزی بازی میکنن. مثلا از دیروز که دو تا سگ صورتی گرفتن امروز تمام سگهایی که از قبل داشتن آوردن بیرون و بین خودشون تقسیم کردن و دارن بازی میکنن. حالا دو سه روز سگها خیلی عزیزن و شب همشون روی تخت خواب شون باید باشه. بعد از چمد روز میشه باربی ها. بعد یه چیز دیگه میخرن همه چیز میشه پرینسس یه بار دیگه میشه عروسک هاشون و مامان بازی. یه چند روزی هم میافتن رو دور نقاشی و کاردستی. کلا خدا رو شکر خیلی خیلی ببا هم بازی میکنن و غیر از شبها که از کلاسی چیزی میان یا ظهر ها بعد از مدرسه که یک ساعتی ریلکس میکنن تلویزون نمیبینن. اونم معمولا یا دارن هم زمان اطاقشون رو مرتب میکنن یا دارن نقاشی چیی میکشن.هر دوشون در کل شاید هفته ای یک بار بشینن پای کامپیوتر که بیشتر وقتهایی که تنها هستن و اون یکی یا مدرسه هست یا کلاس.
دیروز که ولن تاین بود و بچه ها خوشحال و شادان کارتهای دوستهاشون رو بردن مدرسه و برای معلمهاشون هم یکی یک بسته شکلات. ظهر رفتم برای خودشون هم یکی یک دانه سگ صورتی و گل رز و شکلات و بادکنک کوچولو خریدم و بعدشم براشون رفتم پیتزای شکل قلب خریدم و وقتی از مدرسه اومدن کلی خوشحال شدن.
+ نوشته شده در Fri 15 Feb 2013 ساعت توسط گلدونه
|
هفته گذشته هفته دخترها بود. برای مسافرت زمستانی بردیمشون دیزنی ورلد در فلوریدا. بچه ها کیف دنیا را کردن. دیدن پرینسس ها و گرفتن امضا ازشون. بازیها و شوهای متنوع و فضای شاد و از همه بهتر هوای ۲۶-۲۷ درجه آفتابی در حالی که تورنتو طوفان برف اومد و ۴۰ سانتی متری برف رو زمینها نشسته بود. با اینکه ما خیلی خسته شدیم و خیلی راه رفتیم و کالسکه هول دادیم (بعله دخترهای گنده من هنوزم دوست دارن رو کالسکه بشینن) ولی خیلی خوش گذشت و بالاخره ما دینمون رو به دخترها ادا کردیم.
+ نوشته شده در Tue 12 Feb 2013 ساعت توسط گلدونه
|