دارم با مامانم حرف میزنم و با هیجان یه ماجرایی رو تعریف میکنم.آخرشم میگم خیلی باحال بود. مایا که اون دوروبر داره میچرخه میگه: مامی چی گفتی؟ میگم چی رو چی گفتم.میگه:همونی که به مامی فرزانه گفتی. میگم چی خیلی باحال بود؟ میگه بعله. does it mean cool?

همون روز شاینا رو ز مدرسه برمیدارم و تو ماشین داره برام از زنگ تفریحشون که به خاطر بارون توی سالن ورزشی مدرسه بوده تعریف میکنه که یه بازی جدید کردیم و این جوری بود و اون جوری بود و مامی خیلییییییی باحال بود.

و من مادر با این بچه هام و فارسی حرف زدناشون خیلی باحال هر کیف میشم.

Shayna: what does g=-a=--y mean

My answer: when a woman falls in lo--ve with other woman or a man falls in l--ove with other men.and they want to m--arry.
So next question:so can I m---arry Maya?
Me: no,it has the same rule, no bothers or sisters or cousins.
Thank God no further question.

دیشب تا صبح خواب میدیدم جنگ شده و من تا خود صبح داشتم بچه هام رو از زیر پنجره به توی کمد و از کمد به زیر تخت و از زیر تخت به زیرزمین جابه جا میکردم در حالی که یک کوله پشتی سنگین پر از غذاهای کنسروی برای روز مبادا به پشتم بود. چه دلشوره بدی داشتم و چه سر دردی دارم الان.

با مایا داریم از کنار یک قبرستون رد میشیم.

mommy do you know people are died here,میگم آره مامی.

but you know mom, we never die

چرا مایا اینطوری فکر میکنی؟

because we are special,special people never die.