در راه خانه:
شاینا: مامی گشنمه
مامی:بذار بریم خونه یه چیز سبک بدم بخوری که میری کلاس شنا حالت بد نشه.
در خانه:
شاینا:مامی گفتی غذای نازکمون چیه؟

دختر بزرگه عادت داره چشم بند بذاره و بخوابه, دختر کوچیکه عادت داره لباساش رو در بیاره و در اطاقش رو ببنده و بخوابه.

مایا از کلاس فارسی اومده و واسمون شعر میخونه
ما گلیم ما سمبلیم ما بچه های بمبلیم ( بلبلیم) 
اگه به ما آب ندهند خشک میشیم خوابیده میشیم خشک میشیم خوابیده میشیم