امروز صبح پاشدموبعد از بیدار کردن و آماده کردن دخترها یکی یکی اعضای خونواده رو رسوندم سر کار و مدرسه. یک سری دیگه برگشتم خونه و چیزی که شاینا جا گذاشته بود رو براش بردم. بعد یه دوش گرفتم و رفتم آزمایش خون دادم. بعد رفتم ناخونهام درست کنم که وقت نداشت و حواله م داد به دو سه ساعت بعد. یادم افتاد برای بچه ها عیدی نخریدم. رفتم یه بار کادو خریدم و بعدش رفتم مال برای محمد کراوات بخرم که با یک پیراهن و یک جفت کفش برگشتم.بعدش نوبت خرید شرینی از شرینی فروشی محبوبم بود. بعد هم رفتم دالر ستور و ساک کادو خریدم.آخر سر رفتم ناخونهام رو درست کردم و دنبال شاینا رفتم. سر راه یک استاپ زدم دم کتابخونه و کتابهایی که برای بچه ها گرفته بودم و پس دادم و مایا رو از مدرسه برداشتم و اومدیم خونه. دخترها رو فرستادم بخوابن و خودم مشغول جمع و جور خونه شدم و سفره هفت سینم رو که وسایلش رو دیروز خریده بودم چیدم و الان باید بچه ها رو بیدار کنم و که آماده بشیم و بریم مهمونی شب عید.فردا بچه ها رو نمیفرستم مدرسه و محمد هم از خونه کار میکنه و من تصمیم دارم سبزی پلو با ماهی درست کنم.
عید همگی مبارک. سال جدید خیلی خوبی رو برای همه آرزو میکنم و امیدوارم همه سلامت باشن و به آرزوهاشون برسن.
این لینک هم امروز دیدم درباره چهارشنبه سوری تو ولایت ما که توش شاینای سه ساله رو با کلاه و شال گردن رنگی رنگی نشون میده.
+ نوشته شده در Tue 19 Mar 2013 ساعت توسط گلدونه
|