دو سه روز بعد از عید بعد از اینکه از خرید خونه پشت چراغ قرمز استاده بودم که دو تا ماشین وسط چهار راه بهم زدند و با سرعت هر چه تمام تر دوتایی اومدن سمت خیابونی که من وایستاده بودم و کوبیدن به من. منم داشتم با محمد تلفنی صحبت میکردم و همینطوری که حرف میزدم میگفتم او او او خوردن بهم وای دارن میزنن به من.واییییی زدن به من. وقتی از ماشین پیاده شدم دیدم فکر کردم ماشینم جلوش داغون شده ولی هیچیش نشده بود و غیر از یه فرو رفتگی و یه پارگی دو سه سانتی روی گلگیر جلوی ماشین هیچیش نشده بود ولی باید منتظر مراحلش میشدم که همین هم دو ساعتی طول میکشید. شاینا هم تا یک ربع دیگه تعطیل میشد. مایا هم نیم ساعت بعد از شاینا. دیگه زنگ زدم اول به مدرسه ها و بعدش به دوستم که شاینا رو برداره تا من یه فکری برای مایا بکنم منتها دوستم که شاینا رو برداشت آورد به من رسوندش تا ماشینش جا داشته باشه مایا رو از مدرسه برداره. خلاصه اول از آمبولانس و ماشین آتش نشانی شروع شد که زودتر از همه بعد از ۴-۵ دقیقه رسیدن و یکی از راننده ها رو که دستش شکسته بود بردن و بیشتر از ۵ بار از من پرسیدن که حالم خوبه یا نه. گردنم درد میکنه یا نه.ترسیدم یا نه.بعد پلیس رسید و ماشینهایی که یدک کش هستن(tow trucks) خلاصه تاپلیس اومد پرسو جو کرد و مدارک ماشینها رو چک کرد و بعد ماشینها رو tow کردن و برام ماشین اجاره ای آوردن همون دو ساعتی طول کشید. از اون روزه همش دارم فکر میکنم آدم از ۵ دقیقه دیگه خودش خبر نداره واقعا. الان تقریبا دو هفته میشه که ماشینم توی تعمیرگاه هست و من با ماشین اجاره ای. ماشینی که همون روز اول برام آوردن مثل ماشین قبلی خودم بود ولی بیسیک.لا مصب هیچی روش نبود غیر از شیشه هاش که برقی بود. با اینکه ۱۲۰۰۰ کیبومتر هم بیشتر روش نبود ولی آی صدا میداد. دیگه زنگ زدم گفتم من این ماشین رو نمیخوام میخوام برم آمر- یکا با ماشین.احساس امنیت نمیکنم با این سر و صدا و جیر جیر. دیگه خودشون برا م یکی دیگه آوردن دم خونه و اون رو بردن ولی این یکی هم یک چیزیه تو مایه های همون ماشین قبلی از قراضه گی.
دیشب هم رفتم خرید و ظاهرا یادم رفته بود که باید چراغهاش رو خاموش کنم و تا صبح چراغهاش روشن بود و امروز صبح باز کلی معطل شدیم تا باطری به باطری کردیم و شاینا یه نیم ساعتی دیر رسید مدرسه. اینم باز در نتیجه اینکه آدم از دو دقیقه بعدش خبر نداره. فکر کن بچه ها رو نشوندم تو ماشین استارت میزنم که از گاراژ برم بیرون میبینم نخیر ماشین رسما مرده.
اینم از جریان تصادف الکی ما.