شب بی خوابی زده به سرش . میاد میشینه روی پای من جلوی کامپیوتر میگه مامی میشه بری توی کندا دات کام. canada.com

مایا داره پیانو میزنه میره بهش میگه سرمون درد گرفت صداش رو کم کن.

بهش میگم شلوارت رو نمی خواد بپوشی برو بالا لباس تو خونه بپوش میگه آخه زشت میشم منظورش زشته ست.

ددی ازش میپرسه کلاس اسکیتت کی شروع میشه میگه هفته پیش.(هفته دیگه)

میگه مامی شما چند سالته میگم من سی سالمه.میگه C نه فارسیش چی میشه؟

بعد از قصه شبانه به ددیش میگه حالا دیگه شما برو بخواب.

از دستشویی میاد بیرون من رو صدا میکنه بیا چراغ رو خاموش کن باطریش تموم میشه.

مشغول بازی با کازینها بود که محمد رفت سراغش و حسابی بو سش کرد خیلی جدی برگشت به دوستهاش گفت  that's just my dad.